Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

کاریکلماتور(1)

کاریکلماتور(1)


کاریکلماتور
*برخی از محصلین با آسانسور به کلاس بالاتر می روند.
*به محض اینکه چشمم به عزرائیل افتاد خودم را به مردن زدم
*آرزو می کنم برخی افراد همیشه مشغول خوردن باشند ، تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند.
*آبتنی ماهی یک عمر طول می کشد.
*سایه ام را به خورشید مدیونم.
* زیباترین گریستن را به ابر نسبت می دهم.
*وقتی چراغ روشن می کنم شب دست و پایش را جمع می کند.
*مطالعه در گورستان احتیاج به ورق زدن سنگ قبر ها ندارد.
(اثر پرویز شاپور)