Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

کاریکلماتور

* بیشتر اوقات افکارم را با سکوت , سانسور می کنم.

* دست هایم تصمیم گرفتند که مرا نه دست به سینه کنند و نه دست به کمر.

* نقاش فقیر «درد» می کشید.

* بازداشتگاه عکس ها آلبوم است.

* شیرین ترین ماه , ماه عسل است.

************************************

* همه انسان ها شاعرند ، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.

* بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.

* کشمش انگور باز نشسته است.

* چشمان فرهاد عاشق خواب های شیرین بود.

************************************

* بدون عینک تمام سازها را تار می بینم.

* ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت ، لبخند است.

* همسر با گذشتی بود ، از من هم گذشت.

* شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان باشد.

************************************

* خورشيد شبها هم خواب ندارد.

* ماهي ها خونسرد جان مي سپارند.

* جريان ِ اب ادم را خيس مي كند و جريان برق ادم را خشك.

* جاده اي كه ثانيه شمار ساعت در آن مي دود خط پايان ندارد(جاده ي زمان).

************************************

* در بازي ِ زندگي داور ها هم اخراج مي شن.

* پرنده سعود مي كند , جاذبه سقوط.

* ميوه ي ِ درخت ِ خشكيده هيزم است.

* دود ِ اتش به چشم ِ اسمان مي رود.

************************************

*پرنده هاي بلند پرواز عمر كوتاهي دارند.

*زلزله وقتي مي ايد زمين زير پاهايش مي لرزد.

*سر انجام لباس كفن همه را سفيد بخت مي كند.

*زندگي ِ باد در سرگرداني سپري مي شود.

************************************

* گاهي وقتها ادم ها غصه مي خورند گاهي وقتها هم غصه ادم ها رو ميخوره.

* حباب ها اسير هواي خود مي شوند.

* حباب هايي كه جو مي گيردشان زود نابود مي شوند.

* هزار پا ها به جاي دست به يقه شدن با هم پا به يقه مي شوند.

************************************

* انقدر روح لطيفي دارم كه دلم براي مرغ هاي روي آتش كباب مي شه.

* هم بچه ها بزرگ مي شوند و هم گاهي اوقات بزرگ ها بچه مي شوند.

* تيزترين تيغ دنيا زبان است و عميق ترين زخم دنيا زخم عشق .

* فاصله ي تولد و مرگ به اندازه ي يك زندگيست.

************************************

* رابطه روح و جسم شكر اب شد.

* دو جماعت از فضا رفتن لذت ميبرند : معتاد و فضا نورد.

* خون ديده ي عاشقان شور و بي رنگ است.

* خواب غفلت نياز به تعبير ندارد.

************************************

* درروز هم مي شود شبيخون زد.

* سقوط از قله غرور فتح بزرگيست.

* در حراجگاه شانس لباس بدبختي مفت گران است.

* نيشتر محبت بر قلب سنگ دلان اثر نمي كند.

* در راند اخر زندگي مرگ با ضربه شمشيرش روح و جسمم را به دو نيم كرد.

************************************

*مرگ پايان مقدمه ي چند صفحه ي اول از كتاب زندگيست

*مثل روز برايم روشن است كه شبها هوا تاريك مي شود.

*چنگال تيز لحظات براي شكار اتفاقات نيفتاده ثانيه شماري مي كند.

*حتما توي سرها سري بيرون خواهي كرد اگر همه بنشينند.

*ادم بميرد ولي تنش سالم باشد.

************************************

* اجبار اخرين راه انتخاب است.

* صداي پاي مسافر خسته از زبان كفشهايش شنيدنيست.

* درياي طوفاني در امواج خود غرق مي شود.

* اولين گام براي يك پرنده پر زدن است.

* خورشيد در ارزوي ديدن شب عمري مي سوزد.

************************************

*چاي شيرين براي فرهاد جذابتر از هرچاي ديگري بود.

* اگر زماني به تو نياز پيدا كنم به خانه دلم رجوع خواهم كرد.

* قطب ، مردم خون گرمي دارد.

* زندگي صد سال اولش سخت است.

* هزار پا وقتي كفشهايش را دراورد همه حشرات از بوي پايش خفه شدند.

* عاشق دو دل دو معشوق دارد.



************************************

* با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.

* با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید.

* دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.

* درهر سكوتي را كه بگشايي يك عالمه حرف از ان بيرون مي ريزد.

* اين چه حكايتيست كه پلكهايم روزها با هم قهر ميكنند و شبها همديگر را در اغوش مي كشند.

* پر اضطرابترين بازي در كل دنيا بازي مرگ و زندگيست.

************************************

* رد پای ماهی نقش بر آب است.

* گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.

* اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.

* به عقیده گیوتین سر آدم زیادی است.

************************************

*جارو ، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.

* بلبل مرتاض روی گل خار دار می نشیند.

* برای مردن عمری فرصت دارم.

* در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.

* قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.


************************************

*بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.

* زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.

*باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.

* قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد.

* فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.

************************************

* از مرگ خواسته ام بي صدا به سراغم بيايد مبادا كه از ترس سكته كنم.

* ادم ها وقتي به دنيا ميان براي خودشون گريه ميكنن وقتي هم از دنيا ميرن ديگران براشون گريه ميكنند.

* بهترين ترس ترس از گناه است.

*دل كوه از سنگ است.

*ننه هوا خيلي شانس اورد چونكه شوهرش ادم بود.

*در مسير سيل تنها غم است كه باقي مي ماند.

************************************

* گاهی پرنده خیالم پروازهای برون مرزی دارد.

* من با رویا زندگی میکنم و رویا با دیگری .

* وقتی حواسم را جمع کردم به دارائی هایم اضافه شد.

* در آخرین دم ، بازدمی وجود ندارد.

* قرص ماه ، مسکن عشاق است.

************************************

* همه دوست دارند به پيروزي برسند ، حتي استقلال.

* تا عوام وجود داشته باشد ، عوام فريب هم وجود خواهد داشت.

* آدم هاي بيكار همه روزهاي تقويم را جمعه ميبينند.

* گاهي سلول هاي خاكستري مغزم به مرخصي ميروند.

* وقتی آخرین نگاهش را ذخیره نمودم ، قلبم ویروس گرفت.

************************************

* با دیدن برف به پارو فروش احساس خوبی دست می دهد.

*زلزله حرمت بناهای پیر را نگه نمی دارد .

* به دلم آمد می آیی آمدی دلم رفت.

* نانوا هم جوش شيرين مي زند ، بيچاره فرهاد.

* نمايشگاه به محلي گفته مي شود كه مردم را به كالا ها نشان مي دهند.

************************************

* چهره زيبايش فرودگاه نگاه هاشد.

* بي صداترين تار را عنكبوت مي نوازد.

* پركار ترين عضو بدنش فكش بود.

* كاش فردا همان ديروز آمده بود.

* هميشه با اخم هايش ، غنچه هاي لبخندم را پر پرمي كرد.

«سهراب گل هاشم»

************************************

* آرزو می کنم در زمان پیری برای شنیدن صدای پایم احتیاج به سمعک نداشته باشم.

*تشنگی در آب هم دست از سر ماهی بر نمی دارد.

*شادی بدون پشتوانه لبخند ساختگی در پی دارد.

*همزمان با پیدا کردنت خودم را گم کردم.

* موجودی که لبخند می زند بار زندگی را سبکتر به دوش می کشد.

«پرویز شاپور»

************************************

* آب به قدری کثیف بود که ماهی به دنبال خودش می گشت.

* پرنده تنبل ، پرواز را زمین گیر می کند.

* ماهی نابینا هم زندگی اش را در آب جستجو می کند.

* ضربان قلب در فاصله بین مرگ و زندگی شلیک می شود.

* آسایشگاه شب به تعداد ستارگان چراغ خواب دارد.

«پرویز شاپور»

************************************

*برخی از محصلین با آسانسور به کلاس بالاتر می روند.

*به محض اینکه چشمم به عزرائیل افتاد خودم را به مردن زدم

*آرزو می کنم برخی افراد همیشه مشغول خوردن باشند ، تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند.

*آبتنی ماهی یک عمر طول می کشد.

*سایه ام را به خورشید مدیونم.

* زیباترین گریستن را به ابر نسبت می دهم.

*وقتی چراغ روشن می کنم شب دست و پایش را جمع می کند.

*مطالعه در گورستان احتیاج به ورق زدن سنگ قبر ها ندارد.

«پرویز شاپور»

************************************

*فواره با اینکه می داند سقوط می کند بالا می رود.

*شیرین ترین خاطره پرنده در خروجی قفس است.

*ضربان قلب لحظه حال را به هم پاس می دهند.

«پرویز شاپور»