Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

چند لطیفه

چند لطبفه :

پسر شیطون
صاحب باغ : پسر شیطون چرا رفتی بالای درخت زردآلو؟ الان به بابات میگویم . پسر : بابام بالای درخت آلبالو است.

****

قاضی و متهم
قاضی به متهم : خجالت نمی کشی؟ الان پنجمین بار است که به دادگاه می آیی . متهم : شما چی که هر روز به دادگاه می آیید.

****

مغازه دارای قلم
اولی: جایی را نام ببرید که در آن قلم پیدا می شود؟ دومی: تنها مغازه ای که درآن همیشه قلم پیدا میشه قصابی است.

****

فیل ها
معلم: فیل ها در کجاها پیدا می شوند؟ شاگرد: آقا اجازه، فیل ها اون قدر بزرگ هستند که اصلا گم نمی شوند !!!

 

 

 

فرستنده : مریم شهریاری از شیراز