اقتصاد مقاومتی؛ تولید - اشتغال | یک‌شنبه، ۲ مهر ۱۳۹۶

فصل شکار - نمایش محتوای تلویزیون

 

 

فصل شکار

نویسندگان: ایمان افشاریان، محمدرضا آل طاها

تهیه کننده: محمد دلاوری

کارگردان: ایمان افشاریان

ناظر کیفی: علی هاشمی نسب

ریحانه، عروس یارمحمد پس از چند سال نازایی به تازگی باردار شده است. از روزی که یارمحمد متوجه بارداری ریحانه شده است حتی بیشتر از پدر و مادر بچه شادی وصف ناپذیری دارد. چون فرزند ریحانه و مسعود اولین نوه ی خانواده به حساب می آید و این انرژی صدچندان می شود وقتی که می فهمند این بچه پسر است. به اصرار یارمحمد و همسرش ماه بانو، قرار می شود ریحانه و مسعود این چند ماه آخر بارداری را پیش آنها باشند تا هیچ کم و کسری نداشته باشند و ماه بانو همسر یارمحمد هم تا جایی که از دستش بر می آید برای رفع نیازهای ریحانه به او کمک کند. مسعود پسر یارمحمد استاد ادبیات است و به دلیل مشغله کاری کمتر می تواند خانه بماند.

    یارمحمد آدمی مغرور و خود رای است اما ماه بانو عاشقانه او را دوست دارد و همیشه نگران این بوده که اگر دیگر یارمحمد در این دنیا نباشد تکلیف خانواده چه می شود؛ برای همین همیشه با آرامش و علاقه یارمحمد را همراهی می کند. یارمحمد مدتی است که از بیماری دیابت رنج می برد. آنها غیر از مسعود، سه دختر دیگر هم دارند که مریم ازدواج کرده است و دو دختر دیگر مشغول تحصیل هستند. ماجرا از جایی شروع می شود که ریحانه حالش به هم می خورد و بعد از آنکه همه را نگران احوالات خود می کند، ویار گوشت کبک می کند. گوشتی که تا به حال نخورده است. همه می دانند که نمی توانند گوشت کبک را از جایی یا کسی خریداری کنند و برای به دست آوردن گوشت کبک تنها راه این است که به شکار بروند و اکنون فصل شکار کبک نیست و کلا در منطقه شکار ممنوع اعلام شده است.مسعود سعی می کند ریحانه را منصرف کند اما ویار، ویار است. یارمحمد با مسعود مخالفت می کند و تنها راه را رفتن به شکار می داند چون معتقد است اگر موجبات ویار فراهم نشود ممکن است بلایی سر نوه اش بیاید...

سال تولید: 1396/05/01


جواب‌های شاخه ای نویسنده تاریخ