Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

عطریاد شهدا(معرفی شهدای استان)قسمت ششم

عطریاد شهدا(معرفی شهدای استان)قسمت ششم




شهيد : نورا... يزدان پناه
تاريخ تولد: 1344 لوداب
تاريخ عروج : 1366 ماووت
 
 خاطره : راوي يكي از فرماندهان سپاه
 در جبهه هور العظيم در خط مقدم جبهه بوديم بعد از سي و پنج روز استقرار در خط مقدم شهيد عمراني فرمانده گردان امام حسين بود ‏ شهيد يزدان پناه را كه معاون ايشان بود به مقر فرماندهي تصميم گيري ويژه فراخواند. در آن روز به ما گفت : بچه ها ديشب خواب ديدم كه مارها به سنگر ها هجوم آوردند . تا من برگردم مواظب باشيد.
بعد از چند ساعت من و يكي از همسنگران جهت شنا از سنگر خارج شده بوديم . در همين حال نيروهاي بعثي سنگرهاي مارا شديدا زير آتش گرفتند. دوستاني كه شنا بلد بودند با جلبقه به پشت خط حركت كردند. من كه شنا بلد نبودم زير فيبر و آب پنهان شدم عراقي ها وارد سنگر ما شدند و سرگرم جمع آوري سلاح ها بودند كه شهيد يزدان پناه رسيد و وضعيت ما را پرسيد. صورتم را بوسيد ‏ چون من لبلسهايم را شسته بودم ‏بادگير خود را بيرون آورد و به من داد و چون خوابش به واقعيت پيوسته بود يك تنه از زاويه اي حمله كرد و در حدود چهل نفر از نيروهاي بعثي را به قتل رسانيد و دوباره خط را تسخير كرد.
 
گزيده اي از وصيت نامه شهيد :
در درياي  مرگ شنا كنيد تا به ساحل حق رسيد پس برخيزيد و دامن همت بر كمر زنيد بكوشيد و بجوشيد غوغاي زندگي را به پا داريد مرد باشيد.
با دامن پاك و پندار عالي در صفحه نبرد قدم گذاريد. تا هم از لذت حقيقي حيات بهره ببريد و هم به وظايف انساني خويش قيام نماييد . زندگي آن است كه چشمان كور را بينا و گوش ناشنوا را باز كند...