Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

روایت عشق( قسمت سوم-طلائیه)

بسمعه تعالي
روایت عشق( قسمت سوم-طلائیه) (کاری از آقای مجید صادقی طه_کارگردان سیمای مرکز کهگیلویه وبویراحمد – بهار 89)
 
دهلاويه ، فكه ،‌شوش و هويزه را ديديم واكنون طلائيه.... طلائيه رابه عمليات خيبر در سوم اسفند ماه 1362 مي شناسيم.... قرار است سر راهمان به لشكر 92 زرهي خوزستان در پادگان حميديه برويم تا بعد ازنماز واستراحتي كوتاه راهي منطقه عملياتي طلائيه شويم.. امروز پانزدهم اسفند 1388 است... باد بهاري اين سرزمين خبراز بهاري ديگر دارد. بهاري كه دلاورانش حماسه ها آفريدند ، تاپس از هشت سال دفاع مقدس پيروزي وافتخار به گل بنشيند .. سعي ام براين بود كه از حال وهواي زائران سرزمين عشق بگويم اما مگر مي شود بحر را در كوزه اي ريخت ؟!! مگر مي شود  بيكرانه هاي معنويت را دركلمات و جملات جاري كرد.
******
آفتاب به وسط آسمان رسيده وشانه به شانه زائران سرزمين نور به پادگان حميد رسيده ايم استراحتي كوتاه ، تا با وضوي عشق سربرسجاده عاشقي بگذاريم ... اينجا پادگان حميد است ، لشكر 92 زرهي خوزستان .....
آنهايي كه روزهاي جنگ اينجابوده اند مي گويند عراقيها تا نزديك اين پادگان آمده بودند ... تاباخيال باطل خود ايران راقبضه كنند ! ديديم و جهانيان ديدند كه سياستمداران استكبار عاجز و درمانده شدند. واقعيت حمله ناجوانمردانه دشمن شد 8 سال دفاع مقدس ... هشت سال دفاع مقدس كه شد بزرگترين دانشگاه ، هشت سال دفاعي كه شد خير وبركت براي سرزمينمان ايران .... كه اكنون با آمادگي بسياربالايي كه داريم ديگر هيج بيگانه اي به خود اجازه نخواهد داد به كشورمان نگاه چپ بيندازد . هشت سال دفاع مقدس وخون پاك و مقدس هزاران هزار شهيد و آزاده وجانباز و رزمندگاني كه در هشت سال دفاع مقدس فولاد آبديده اي شدند تابا شد بزرگ پاسداران جمهوري اسلامي ايران.
*************
به سوي طلائيه مي رويم ... مي گويند طلائيه ، بگوييد طلاي ناب ... طلاي تاب عشق وشيدايي وعمليات خيبر وياد شهدايي از استان كهگيلويه وبويراحمد.و شهداي سراسر كشور ... هنوز نامه هاي از طلائيه به مقصد كهگيلويه وبويراحمد مي آمد را درياد داريم ، با چند عكس يادگاري رزمندگان ... زائران اين سفر در آن سالها كودكاني بودند كه اكنون باليده اند وجواناني شايسته شده اند، كه به حق، بزرگ پاسداران حقيقت ودانايي هشت سال دفاع مقدسند...
گفتم ره يافتگان .... عاشق بوديم ، عاشق مانديم ، طلبيده شديم ، تاعاشق ترين زائران حقيقت و خداوند باشيم .... ره يافتگاني برخاك پاك ... عبور بايد كرد ، عبور !عبور از خاك تا افلاك.
************
طلائيه ...به طلائيه رسيده ايم ... به همين حوالي هزارهزار عاشق به خون غلتيده.. به طلائيه رسيده ايم ، به خاكريزهاي ياد ايام... همه جابا تواز حماسه اي شگرف سخن مي گويد .. حتي همان گوني هاي كهنه وپاره پاره شده سنگرها ... بغض به گلو مي آيد وغربتي عجيب تورا به خود مي خواند... گاه اشك از ديدگانت جاري مي شود وبه خود مي گويي كجا رفتند سبك بالان ساحلها ؟!!! اينجا خاك هم تورا عاشق مي كند... بر بلنداي خاك ريزها كه عبور كني ، دردوردستها تا همين سنگر، هم سنگر به خون غلتيده ات ،سفيرگلوله است كه با تو از رزمي سهمگين مي گويد... اينجا كه هستي عجيب دلت مي خواهد گوشه اي بنشيني واشك بريزي وبا خداوند از دلاور مرداني بگويي كه سالهاست پركشيده اند وبه جهان ابدي رفته اند... خدايا آن كه باتو پيمان عشق بست ودر راهت مردانه جان داد به راستي كه عاشق تر از اوكيست ؟!
************
در اين سفر با خودي واز خود بي خود مي شوي تا به لطف خداوند به دركي والاتر از مفهوم شهادت نائل شوي .. چگونه وبا كدام كلمه مي شود گفت بيكرانه عشق و شيدايي را؟! به دور دستها چشم مي دوزم وبه خود مي گويم در حوالي همين سرزمين عشق وياد ايام بود كه هزار هزار عاشق بی ادعا تاريخ را به اوج عزت وافتخار رساندند ، اينجا به هر گوشه اي كه نظر كني دلاوري با خون خود وضوي عشق گرفته .. اينجا و اكنون وقت عاشق شدن تا بی نهايت خداوند است .
اينجا درهرگوشه اش شهيدي آرميده ... سخن بزرگ عارف دوران حضرت امام خميني(ره) رابا خود زمزمه مي كنم ،همين تربت پاك شهيدان است كه تاقيامت زيارت گاه عاشقان ،عارفان ، دلسوختگان و دارالشفاي آزادگان خواهد بود.
************
طلائيه با همه سنگرها ويادگاران ايام خجسته حماسه و عشق را ديديم وبردفتر عزت وافتخار خطي از عشق نوشتيم ... طلائيه و طلائيه هاي ايران ، حقيقت ناب وماناي تاريخ هستند وخواهند ماند .. كي بود كه پرسيدم .طلائيه كجاي ايران است ؟! كجاي جبهه هاي نبرد است ؟!اكنون مي دانم طلائيه به تنهايي جهاني از معنا را درخود جاي داده... جاده در انتظار است وشلمچه مقصد آخرمان است ... آخر نه! كه شلمچه اولين مقصد عاشقي است.
شلمچه يعني غيرت ، شرف، ايمان، مردمي ومردانگي ،تاباشد افتخار همه تاريخ ، تاباشد نشاني از عزت و افتخار براي آنهايي كه بعد از ما خواهند آمد.