Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

افق رسانه

مقدمه

 رسانه در خدمت دین و انقلاب
راديو - تلويزيون به عنوان يك "رسانه"، پديده­ ی قرن اخير است. هر چند از قدمت اين رسانه در مقام مقايسه با رسانه
هاي مكتوب (نشريه­ها و روزنامهها كه از اواسط قرن هفدهم پديد آمد) مدت زيادي نميگذرد؛ اما راديو و سپس تلويزيون (بويژه در دو دهه‏ي اخير با استفاده از امكانات فناوری ماهوارهاي) به سرعت، فراگير و حتی در مقياس جهاني، به رسانه­اي اصلي تبدیل شده که مورد توجه عموم است.
اگر چه اين رسانه، محصول تمدن جديد غرب، اقتضای جهان سرمايه
سالاري و درك ويژه­ی غرب جديد از نيازهاي انسان و جامعه است، اما همانگونه که حضرت امام (ره) بارها تأکید فرموده­اند تفكر ديني و انقلابی ميتواند و بايد در زمانه­ی نفوذ و سيطرهي رسانهي ديداري ـ شنيداري، از ظرفيتهاي اين رسانه، جهت انتقال پيام و تأثيرگذاري بر مخاطب، در مقياس ملي و جهاني، بهره‏ي لازم و شایسته­ای ببرد؛ و اين امر فراتر از يك ضرورت و تكليف است. جوهر وحياني و حقمدار انديشه و باور اسلامي و شعارهاي انقلابي، از آن چنان قابليت نفوذي برخوردار است كه ميتواند بر محدوديتها و موانع موقعيت كنوني رسانه غلبه کرده و به نفع آرمان
هاي انقلاب پیش برود.
در وصف شرايط كنوني جهان، مي
توان گفت که دنیا عرصهي رويارويي ميان تفكر اسلامي از یک سو (كه در انقلاب اسلامی ايران بيشترين تجسم خود را يافته) و تفكر سكولار از سوي ديگر (با محدودیت استکبار جهانی) است. يك قلمروی بسيار مهم و بلكه مهمترين قلمروی اين ستيز در مقطع كنوني، همانا عرصه جنگ رسانه­ای است و تلويزيون، راديو و شبکه­های تعاملی به عنوان صورت مهم رسانهي ديداري ـ شنيداريِ روزگار ما، بويژه در شرايط خاص فرهنگي و سياسي ايران، بايد فعالانه در اين جنگ رسانهاي به نفع آرمانهاي انقلاب اسلامي و نهضت جهاني ضد استكباري (به خصوص ضد اغراض سلطهگرانه
ي آمريكا) در پرتو تعاليم اسلامی، عمل نمايد.
تحقق اين مهم در گرو آن است كه نخست، در قلمروهاي نظري و نيز زمينه
هاي عيني و عملي، صورتها و فرمولهاي اجرايي و عمليِ مشخص، براي استفاده از این رسانه­ در مسير پيشبرد اهداف و آرمان
هاي اسلام و انقلاب اسلامي و مقابله عليه تهاجم فراگير استكباري، طراحی، تنظیم، تدوين و اجرا شود.
روشن است با توجه به تضاد بین آرمان­های انقلاب اسلامی با نظام سلطه جهانی، تئوری­ اداره رسانه در انقلاب اسلامی باید از کپی­برداری و اتکا بر مبانی تئوریهای رایج مبرا بوده و براساس مبتنی بر شریعت مقدس اسلام و جایگاه رسانه در جمهوری اسلامی طراحی و ارائه شود.
مدیریت پیام

پيشبرد جنگ رسانه
اي در مسير آرمانها و اهداف اسلام و انقلاب اسلامي، نيازمند طراحي دقيق پيام
هايي است كه بايد از طريق رسانه به "مخاطبان هدف" ارائه شود تا با اين کار، افكار عمومي به شکلی شايسته هدایت شده و فرهنگ عمومی مدیریت شود.
آنچه در کتاب "سیاست­های اجرایی افق رسانه" به عنوان اهداف، محورها و اولویت­ها و همچنین سیاست و ضوابط آمده در مسیر اجرایی شدن " افق رسانه" می­باشد، بنابراین در مقام جمع­بندی باید گفت:

1-رسانه ساختاري است كه بايد روح تعاليم ديني، آرمانها و شعارهاي انقلاب اسلامي را به صورت پيام، طراحي نموده و سپس با استفاده از همه امكانات موجود و با هنرمندي تمام، آن‏را به طيف گسترده­ی مخاطبان داخل و خارج كشور عرضه نمايد.

2-انتقال پيام بايد در جهت هدايت افکار عمومی و مديريت فرهنگ عمومي در جنگ رسانهاي و در مسير غایت­ها و آرمانهاي اسلام، انقلاب و نظام صورت گيرد.

3-مديريت پيام در رسانه‏ي ملي از سه بخش "تعيين پيام"، "توليد پيام" (تولید و تأمین برنامه­های رادیویی، تلویزیونی، مکتوب و تعاملی) و "توزيع پيام"(پخش و ارائه برنامه) تشكيل ميشود. فرآيند "تعيين پيام" از اصليترين مراكز سياستگذاري نظام آغاز ميشود و در شوراهاي سياست‏گذاري، برنامه­ریزی و طرح و برنامه رسانه، صورت عملياتي و رسانهاي مييابد. بخش "توليد پيام" يا تبديل پيام­های طراحی شده فوق به برنامه، امر خطیر فعليت يافتن اصليترين سرمايههاي فرهنگي، هنري، فني و مديريتيِ خانواده­ی بزرگ رسانه را بر عهده دارد و بخش "توزيع پيام"، آخرين مرحله از مديريت پيام می­باشد و هدف از آن يافتن بهترين و مناسبتترين زمان، بهترین و مناسب­ترین ترتیب و بهترين و مناسبترين شرايط مخاطب، براي پخش برنامه به منظور تحقق بیشترين ميزان اثرگذاري است.

از رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي اينگونه برمي‏آيد كه اگر مراحل مختلف "تعيين پيام" و "توليد برنامه برمبناي پيام تعیین شد" و "توزيع يا پخش پيام" هر كدام در جايگاه خود به نحو شايسته­ای مديريت شود و مديران ارشد سازمان، هماهنگي لازم بين اين سه بخش را ایجاد نمایند، هدایت افكار عمومي و مدیریت فرهنگ عمومی به درستي تحقق می­یابد و در نتیجه و بر این اساس نه تنها مردم، انقلاب و نظام در جنگ رسانهاي و در هجوم تبليغاتيِ دشمن از امنیت لازم برخوردار خواهند شد، بلكه رسانه در موضع تهاجمي نسبت به دشمن قرار گرفته و پيامهاي فطري، ديني و عدالت­طلبانهاش در افكار عمومي جهاني نفوذ كرده و توازن فرهنگی را به نفع اسلام و انقلاب اسلامي برهم خواهد زد.
کتاب­ سیاست­های اجرایی افق رسانه

کتاب سیاست­های اجرایی افق رسانه سال 1385 در دو بخش اصلی تدوین شده است . بخش اول شامل اهداف محتوایی رسانه می­باشد که دارای فصول زیراست:
فصل اول: محورها و اولویت­های تولید، تأمین و پخش گروه­ها
فصل دوم: محورها و اولویت­های تولید، تأمین و پخش شبکه­ها و حوزه­های خاص
فصل سوم: سایر محورها و اولویت­ها در سایر حوزه­ها
همانگونه که ملاحظه می­شود "اهداف"، "محورها" و "اولویت­ها" سه زیر مجموعه این فصول هستند که ذیلاً به توضیح در مورد آنها می­پردازیم.
هدف محتوایی: هدف محتوایی جهت­گیری رسانه ملی را در امر پیام رسانی بیان می­کند. اگر این هدف برای گروه تعریف شود بیانگر سمت و سوی حرکت وحوزه عمل گروه در برنامه­سازی است و اگر برای شبکه، حوزه، برنامه، ... بیان شود نیز بیانگر سمت و سوی حرکت حوزه عمل آن بخش در تولید، تأمین و پخش برنامه است.
تمام اهداف محتوایی منبعث از اهداف کلان رسانه می­باشد. اهداف کلان در افق رسانه در سال 1383 مورد تصویب ریاست سازمان قرار گرفته است.
محور: در ذیل هر هدف، تعداد محدودی محور تدوین شده است. در تدوین محورها سعی شده مطالب به شکلی ارائه شود که گروه­ها، حوزه­ها، مراکز و ... توقعات و انتظارات سازمان را به سادگی و روشنی دریابند. در واقع محورها مبنای اصلی برای تولید، تأمین و پخش برنامه دررسانه ملی است.
لازم است هر برنامه رسانه چه در زمان تولید و تأمین و چه در زمان پخش محقق کننده یکی از محورها باشد و همچنین هیچیک از محورها را نقض نکند.
به این دلیل تمام مدیران و کارشناسان حوزه پیام، و تمام عوامل تولید، تأمین و پخش برنامه موظف هستند ضمن تسلط بر محورهای حوزه مأموریت خود، تمام محورهای برنامه­سازی را به روشنی بدانند و به آن عمل نمایند.
همانگونه که در بند اول و دوم استراتژیهای پنج ساله "افق رسانه" بر " اصلاح فرآیند تولید، تأمین و پخش برنامه" تأکید شده است. لازم است تمام مدیران حوزه پیام، برنامه­های خود را با توجه به محورهای برنامه­سازی، طراحی و ارائه دهند و تمام مدیران اطلاعات و برنامه­ریزی ، تنها برنامه­هایی را می­توانند به مرکز طرح و برنامه­ریزی ارائه نمایند که به روشنی محور برنامه­سازی آن مشخص شده و اطمینان لازم برای مدیر ارشد حوزه و مدیر برنامه­ریزی در تحقق محورهای ذکر شده ، تأمین شده باشد.
اولویت: از بین محورهای هر حوزه تولید پیام، تعداد محدودی با علامت "
ü " به عنوان محورهای دارای "اولویت عمومی" معرفی شده است. که محورهای طراز اول سال 1385 محسوب می­شود. لازم به توضیح است که در ابتدای سال و پس از نام­گذاری سال 1385 توسط مقام معظم رهبری، "اولویت­های خاص" سال 1385 مشخص و ابلاغ خواهد شد. محدود بودن تعداد اولویت­ها، امکان توجه بیشتر به آن را فراهم می­آورد.
حوزه­های تولید پیام می­بایست حجم اصلی برنامه­های خود را به اولویت­های عمومی و خاص اختصاص دهند.
لازم است در سال 1385 حداقل پنجاه درصد تولید، تأمین و پخش هر حوزه تولید پیام محقق کننده محورهای دارای " اولویت عمومی" باشد.
در بخش دوم این کتاب " سیاست ها و ضوابط تولید، تأمین و پخش" برنامه­ها پرداخته شده است. این بخش در چهارفصل زیر تدوین شده است:
فصل اول: سیاست­ها و ضوابط ناظر بر تمام برنامه­ها
فصل دوم: سیاست­ها و ضوابط گروه­های برنامه­سازی
فصل سوم: سیاست­ها و ضوابط شبکه­ها و حوزه­های برنامه­سازی
فصل چهارم: سایر سیاست­ها و ضوابط تولید، تأمین و پخش
سیاست­ها و ضوابط عمدتاً سلبی است و لازم است تمام مدیران و کارشناسان و عوامل تولید و مدیران و کارشناسان حوزه­های تأمین و پخش رسانه در تمام برنامه­ها، کلیه موارد ذکر شده دراین بخش را با دقت رعایت و عمل نمایند.

سند افق رسانه

"سند راهبردی افق رسانه " صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از توان و ظرفیت های گوناگون علمی، فرهنگی و هنری و با توجه به مبانی ارزشی و اعتقادی خود شایستگی دارد در مرتبه ای بس فراتر از نقطه ای که امروز بر آن ایستاده است قرار گیرد و باید هر روز گام تازه ای به سمت آرمان و نقطه مطلوب خود بردارد. ضرورت بنیادین این حرکت رو به جلو، ترسیم چشم انداز مطلوب و نقشه راه مبتنی بر آرمانگرایی واقع بینانه است. با چنین نگرشی سازمان بر آن شد تا با طراحی چارچوب عملیاتی مستحکم بر پایه دیدگاه های راهبردی بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام (ره) و رهبر فرزانه انقلاب و منطبق بر سند چشم انداز بیست ساله نظام و برنامه های کلان توسعه و با بهره جویی از نظرات نخبگان و دانشمندان حوزه مدیریت و رسانه و تجربه ربع قرن فعالیت رسانه ای، اصول و ارزشها، چشم انداز و مأموریت های سازمان در افق ده ساله را ترسیم و مبتنی بر آن استراتژی های پنج ساله خود را تدوین کند. چشم اندازها، مستقل از دامنه و گستره ای که در ابعاد مختلف زندگی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هر نظامی بخود می گیرند، همواره بسیار فراتر از دیدگاههای کوتاه مدت، میان مدت و حتی بلندمدت متعارف، افق های نوین و متفاوتی را پیش روی برنامه ریزان می گشایند و تهدیدها و فرصت هایی حتی فراتر از یک نسل را برای گریز از گزینش های نادرست و تمرکز همه جانبه امکانات، استعدادها و اقتدار یک سازمان در جهت تحقق خواسته های خود امکان پذیر می سازد. تدوین سند راهبردی افق رسانه به عنوان منشور تمامی فعالیت های سازمانی از مهم ترین و باارزش ترین اقدامات صورت گرفته در تاریخ سازمان صداوسیما است. این اقدام بیش از آن که به سبب بی سابقه بودن در سازمان، ارزشمند باشد بدان جهت ارجمند است که تلاشی موثر برای ایجاد و استقرار نگاه برنامه محور در مجموعه فعالیت های یک رسانه دینی به شمار می رود. استقرار این نگاه که سال ها مورد تأکید مقام معظم رهبری (دام ظله) بوده در واقع تجربه یک فرهنگ نو در تمامی نهادهای دین محور است. در مقدمه این سند راهبردی آمده است: مأموریت رسانه ملی"مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه" است. این مأموریت مسئولیتی بس خطیر و سنگین بر دوش مدیران و مسئولان رسانه ملی نهاده، همه را واداشته است که در این مسیر گام بردارند