Skip to Content
بازگشت به صفحه کامل

آب فرات

آب فرات


مگر تو آب زمزم هستی ای نهر بی خیر فرات/

خدا کند که آب چشمه های تو خشک شود و به جای تو گندم دیم بکارند/

هیچ شرمی از روی حضرت فاطمه(س) نداشتی/

که اولاد آن به پای تو خونش ریخته شده است/

مگر تو آب زمزم هستی ای نهر بی خیر فرات/

خدا کند که آب چشمه های تو خشک شود و به جای تو گندم دیم بکارند/

هیچ شرمی از روی حضرت فاطمه(س) نداشتی/

که اولاد آن به پای تو خونش ریخته شده است/

ای فرات شرم نداشتی که در کنار تو اصغر را/

تشنه نیزه در حلق فرو کردند دشمنان بی صفت/

به شمر ذی الجوشن بگو رحمی بکن چه مشکلی داری/

اگر من به جای تو بودم مثل آب حیات بودم/

تا لب عطشان شاه عالم را سیرآب کنی /

در عوض همه ملایک از دل برایت دعا می کردند/

به شمر ذی الجوشن بگو رحمی بکن چه مشکلی داری/

اگر من به جای تو بودم مثل آب حیات بودم/

تا لب عطشان شاه عالم را سیر اب کنی /

در عوض همه ملائک از دل دعایت می کردند/

همه جوانان در کنارتو کشته شدند/

با علی اصغر و در دانه شاخ نبات

مگه اقبالت به خواب رفته بود یا که بختت برگشته بود/

نمی دانم دشمنان در عوض این کار چه به تو داده بودند/

ناله جن و ملک تا عرش اعلا هم رسید/

در خروش بودی اما ساکت باش کسی صدای تو را نمی شنود/

مگر اقبال تو خواب بود یا بختت برگشته بود /

نمی دانم دشمنان در عوض این کار چه به تو داده بودند/

ناله جن و ملک تا عرش اعلا هم رسید/

در خروش بودی اما ساکت باش کسی صدای تو را نمی شنوند/

یا حسین کرب و بلا دشت بلا شده بود/

تا هنوز جن و ملایک در عزای تو می نشینند/

ناله جن و ملک تا عرش اعلا هم رسید/

در خروش بودی اما ساکت باش کسی صدای تو را نمی شنود/

یا حسین کرب و بلا دشت بلا شده بود/

تا هنوز جن و ملایک در عزای تو می نشینند/

ناله جن و ملک تا عرش اعلا هم رسید/

در خروش بودی اما ساکت باش کسی صدای تو را نمی شنود/

یا حسین کرب و بلا دشت بلا شده بود/

تا هنوز جن و ملایک در عزای تو می نشینند/

اگر سرت بالای نیزه است برای خدا سرت را داده ای /

دایما ذکر اذان می گفت راس و پیکر جدا/

شاه شاهانم حسین/

شیر مردانم حسین/

نوجوانی مثل پیغمبر با علی اکبر /

برادارت ابوالفضل شیر مرد سالار جنگ بود/

شاه شاهانم حسین/

شیر مردانم حسین /